
«آنانیکه سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند. زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند.» اُرد بزرگ
اندکی آنطرف تر، ملتی در جزیره ای کوچک، بدون منابع و بدون تاریخ، تنها همدیگر را داشتند وقتی ویران کرد جنگ، کاشانه شان را، دست در دست هم، متحد، با کار و تلاش شبانه روز، عاقبت پس گرفتند هویتشان را، حقشان را و آفریدند توسعه یافتگی را در درون خویش...

و امروز هرگز فراموش نمی کنند بقای هدف در زمان، رمز پیروزی شان بود.
یک ضرب المثل ژاپنی : «اگر برای شام ،یک لیوان برنج و یک قرص نان داری ، با نان ، شب را سر کن، و لیوان برنجت را برای پیشرفت کشورت به خزانه آموزش و پرورش بریز»
اما در این نقطه از جهان، مردمی هستیم که خود را شاید جدا می پنداریم از اصل زمان و شاید فراموش کرده ایم قانون علت و معلول را و به راهی می رویم که نانی است برای امروز نه تنوری برای فرداها...

نه پیمانی با خویش می بندیم و نه دستی به سوی کسی از برای همدلی دراز می کنیم، تنها فرا می خوانیم رفیقان را برای همراه شدن، چون تنها رفتن لرزه ای است بر انداممان و یقین بیگانه ای است برایمان...
ما...
معترضیم به خصم زمانه اما غافل...
شاید لغزیده باشد پایمان از برای رشوه، خورده باشیم گوشت برادر به ناحق در آن مهمانی که همه جمع بودند اما انصاف غایب بود، شاید رد شده باشیم از چراغ سرخ و به یاد نداریم که برای پاهای خسته عابر پیاده ایستاده باشیم در خیابان حتی لحظه ای، فراموشمان شده که آن روز پشت آن میز چشمها را به شعاع تمام بی عدالتی ها گشودیم و گفتیم : هرگز، ولی بستیم چشمان جهانی را بر روی وام همسایه خارج از نوبت ولی انگار امروز ما سپاه حسینیم و یزید علیه ما...

--- بدترین و خطرناکترین کلمات اینست: «همه این جورند» . تولستوی---
از انزجارمان نسبت به دروغ نعره کشیدیم اما صدایمان حتی درونمان را هم بیدار نکرد و ما همچنان خوابیم و بی تغییر در عادات ناشایستمان، خواهان تغییر در فردایمان...
ای کاش می شد!
ای کاش می شد بی تلاش، یک شبه، بدون ایثار، بدون از خود گذشتن، با تغییر یک رئیس جمهور، شبی خوابیده و صبحی در سرای توسعه یافتگان بیدار شد. وقتی نمی توانیم مانع مرگ پروانه های همسایه شویم و نگذاریم خانه کفشدوزک آتش بگیرد، آیا می توانیم تغییر را در احوال خویشتن؟

از دست من مرنج رفیق، من از تو، از خودم یا از ما، بیزار نیستم...
تنها می گویم « ان الله لا یغیّر ما بقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم »
بیا تحمل نکنیم اغوا و فریب خویش را، برگردیم به خویش دور شویم از «جو» و دوباره از نو شروع کنیم ساختن وطن را، اینبار از خودمان نه از رئیس جمهورمان...
یک ضرب المثل ژاپنی دیگه : « هفت بار زمین بخور، هشت بار بلند شو »





